-
نقد فيلم اخراجي هاي 2
بيست و دوم ارديبهشت هشتاد و هشت
متن نشست:
اكران ويژه نقد و بررسي فيلم سينمايي "اخراجي ها 2" با حضور : مسعود ده نمكي : نويسنده و كارگردان - محمد رضا شريفي نيا : بازيگر و بازيگردان - داوود آبادي : از نويسندگان- شريفي : از تهيه كنندگان شهر مقدس قم – مركز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما خرداد ماه 1388 بسم الله الرحمن الرحيم نقد و بررسي اخراجي/ 2 22/2/88 با تشكر از جناب آقاي رهبران كه با تلاوت آياتي از قرآن نورانيتي به مجلس بخشيدند من به صورت خلاصه و مختصر خدمت مهمانان عزيز و شما بزرگواران نكاتي را عرض مي¬كنم ابتدا اينكه مركز پژوهش¬هاي اسلامي الان شاهد برنامه¬هايي از آن هستيم مركزي هست كه توجه خاصي به مباحث رسانه دارد چه بخش نوشتاري و پژوهش، كتاب¬هايي كه در زمينۀ رسانه¬اي و مرتبط با مسائل ديني است چاپ و نشر و توليد مي¬كند و همچنين واحدي كه براي توليد فيلم و برنامه¬هاي مستند دارد و در مجموع مركزي است از دو تخصص ويژه يكي ديني و اسلامي از طلاب فاضل و تحصيل كرده در سطح عالي حوزه و كساني به نحوي با دانشگاه مرتبط هستند تحصيل كرده دانشگاه هستند و به ويژه در مسائل هنري تخصص دارند و دوره¬ها را گذراندند تشكيل مي¬شود خانۀ هنر هم بخشي از مركز پژوهش¬هاست متكفل همين مسئله هست طلاب فاضلي كه در خانۀ هنر هستند هم در بخش مسائل يدين، تخصص دارند و كار كشته تو اين زمينه هستند و همچنين در مسائل هنري و مسائل فيلم و امثال اين به هر حال كار كردند از جمله فيلم¬نامه نويسي و امثال آن، دانشكده صدا و سيما را داريم كه با سه رشته تهيه¬كنندگي و رشته ادبيات نمايشي و ارتباطات البته رشته تهيه¬كنندگي سابقه 10 ساله در اين¬جا دارد و فارغ-التحصيلان متعددي كه در سراسر كشور در سازمان مشغول هستند، ويژگي دانش¬پژوهان اين است هم دانش¬آموخته حوزۀ علميه قم هستند و سطوح عالي را طي كردند و هم اينكه در رشته¬هاي هنري و مرتبط با رسانه از جمله تهيه¬كنندگي آموزش ديدند اين نكته¬اي بود كه خدمت مهمانان عزيز عرض كردم نكتۀ بعدي اينكه مهمانان عزيز و بزرگواران واقعاً لطف كردند با همه ذيق وقت و مشغله¬هايي كه داشتند اين دعوت را پذيرفتند بزرگواري كردند امتناني بود ولي من از اول كه ده سالي كه در اينجا مشغول كار بودم هر بزرگواري با هر سمتي از خارج وارد شد تصور موقعيت علمي و هنري او را نمي¬كردم بار اول در نظر مي¬گرفتم كه او يك مهمان است و اين مهماني اين¬قدر در اسلام تأييد شده، شما هم مهمانان و عزيز ما هستيد واقعاً قصور و كوتاهي در اين جنبه اگر بوده ما به نمايندگي عذر مي¬خواهيم، نتونستيم حق ضيافت را براي شما ادا كنيم ان¬شاءالله كه به كرم خودتان ببخشيد اين هم نكته¬اي است كه بايد بهش توجه كنيم، مقدم جناب عزيزان جناب آقاي ده¬نمكي، كارگردان اخراجي¬ها و جناب آقاي شريفي¬نيا بازيگر و بازيگردان، جناب آقاي شايسته از تهيه¬كنندگان جناب آقاي داودي از نويسندگان و احياناً اگر عزيز و بزرگواري از قلم مي¬افتد حالا مثل خود ما كه خيلي جاها بريم اسممان از قلم مي¬افتد آن¬ها هم قلم عفو بر اين مسئله بكشند ان¬شاءالله در تقدير اسمشان پيش خدا محفوظ است اگر چه عزيزان هم توقعي نداشتند نام برده بشن كه چون ديگه الحمدالله آن قدر شهره هستند كه نيازي به بيان قاصر امثال بنده نيست، خوب جلسه¬اي است كه سرور عزيزان كه در زمينه¬هاي خبري و هم ديني كار كردند حضرت حجت الاسلام جناب آقاي ميرخندان و جناب آقاي آتش¬ذر استفاده مي¬كنيم در مجموعه اين جلسه يك جلسۀ علمي است جلسه¬اي است كه تحفه و هديه حساب مي¬شه عزيزان آمدند احياناً اگر يك نكته بارز هنري – ديني چيزي باشد كه محفوظ مانده باشد توي كار از ما هديه ببرند و ما هم مشتاقانه آرزو داريم هديه¬اي از زبان دوستان بشنويم و نكته¬اي به دانش ما اضافه شود اين بهترين هديه است كه در تبديل و تبدل ان¬شاءالله انجام مي¬گيرد، لذا حرمت مجلس علمي را عزيزان همه حفظ كنيم چون مجلس بهره¬وري است عزيزاني كه سئوال دارند سئوالاتشان را كتبي بنويسند چون سئوالات شفاهي افراد را معمولاً خسته مي¬كند و به صورتي باشد كه بتونيم نهايت استفاده را بكنيم، البته چون امكان نمايش كل فيلم نبود حالا انتظار نداشته باشيد كه جناب آقاي ده¬نمكي و همۀ شما هديه و بليط اين فيلم را بدهند چون من خودم كه چنين انتظاري ندارم ولي خب اين فرصت براي ما ايجاد نشده اما فقط اين نكته را عرض كنم ميان پرده¬اي از اين فيلم توسط دوستان نمايش داده مي¬شه براي نقد و اين¬ها و از اين جلسه نهايت از سروران، نورچشمان خودم جناب آقاي ده¬نمكي مهمان ما و عزيز ما و جناب آقاي شريفي¬نيا و شايسته و آقاي داودآبادي و حضرات حجج الاسلام آقايان ميرخندان و آقاي آتش¬ذر خواهش مي¬كنم كه در جايگاه قرار بگيرند بعد استفاده كنيم، مقدم رياست محترم مركز پژوهش¬هاي اسلامي و دانشكده صدا و سيما جناب آقاي دكتر صادقي را هم گرامي مي¬داريم براي سلامتي خودتان عنايت كنيد صلواتي ختم كنيد. (نمايش فيلم) آتش¬ذر: بررسي فيلم اخراجي¬هاست ما در اين بررسي خيلي صرفاً به اخراجي 2 نمي¬پردازيم مي¬تونيم هر دو قسمت اخراجي¬ها را مورد ملاحظه قرار بدهيم و اين فيلم يا اين فيلم از چند جنبه قابل بحث است از يك جهت به لحاظ هنري و به لحاظ تكنيك¬هاي سينمايي از جهت ديگر كه اين جهت به لحاظ شايد كم اهميت¬تر از قسمت اول نباشد وجوه رسانه¬اي و به ويژه نوع رويكرد مردم و مخاطبان به اين فيلم هست از اين جهت دوم شايد از جهت اول فيلم اخراجي¬ها فيلم سرآمد اول نباشد ولي از اين جهت به يقيين فيلمي است كه به عنوان پديده¬اي است كه در تاريخ سينماي ايران تلقي مي¬شود ما در اين نشست ان¬شاءالله به هر دو جنبۀ اين مسئله توجه خواهيم كرد و در خدمت دوستان اگر مقدمه¬اي است بفرماييد، آقاي ده¬نمكي بسم الله الرحمن الرحيم، خوشحالم كه تو جمع شما دوستان قراره تحليل و يا نقد اثر پرداخته شود و اميدوارم جلسۀ خوبي باشد با توجه به شرح شوقي كه دوستان اين جلسه دارند گمان من اينه كه جلسۀ پرباري باشد از مباحث عوامانه به دور باشد و هم به ما كند كه در تعالي كارهاي بعدي و احتمالاً لايه¬هايي از فيلم كه در جاي ديگر قابل گفتن نيست و طرح نبوده توي اين جلسه بارزتر بشه و سرنخ¬هايي ازش ارائه بشود و ممنونم از شما كه همچي جلسه¬اي را ترتيب داديد و همچنين از دوستاني كه تشريف آوردند توي اين جلسه و آقاي شريفي و داودي ... از دوستان دوران جنگ هستند كه هم در اخراجي¬هاي يك بودند و در اخراجي¬هاي 2 هم بودند و همچنين از آقاي شريفي¬نيا كه يكي از نيروهاي خوب و فعال سينماي ما هستند كه تمام توانشان را در اختيار نيروهاي جديد قرار مي¬دهند ان¬شاءالله كه توي اين جلسه فرصت اين باشد كه منصفانه بشه به اثر نگاه كرد توقع من همينه يعني تو كشور عليرغم جلسات زيادي كه برگذار شده، نقدهايي كه نوشته شده هنوز نديدم كسي نمي¬گم بي¬طرف چون بي¬طرفي نمي¬شه توقع داشت منصفانه نگاه بهش بكنند و اميدوارم اين جلسه آن جلسه باشد. آقاي داودآبادي، بسم الله الرحمن الرحيم، سلام عرض مي¬كنم خدمت شما عزيزان حداقل مي¬تونم بگم كه شب¬هاي سالگرد كربلاي 5 بود كه مي¬رفتيم سر صحنۀ اين عزيزان زحمت مي¬كشيدند و برنامه در پرديس كهك فيلي را مي¬ساختند و امروز خيلي خوشحالم كه بيش 7 و 6 ميليون نفر يعني 10 درصد مردم ايران يك فيلمي عاشقانه رفتند سينما ديدند يعني فيلمي نبوده كه حالا پاي تلوزيون بالاجبار ببينند پول داند نفر 2000، 3000 پول بليط دادند و فيلم را رفتند ديدند و فيلم دفاع مقدس امروز باعث شده اين بحث¬ها رو بياد و همه به دفاع مقدس توجه كنند و در كنارش هم موفقيت¬هايي كه براي سينما داشته . آقاي شريفي¬نيا: سلام عليكم، علمايي سلام كنيم، بسم الله الرحمن الرحيم، بنده هم خيلي خوشحالم كه در خدمت شما هستم اميدوارم كه طبق صحبتي كه آقاي ده¬نمكي داشتند واقعاً مجلس پرباري باشد توقع ما از اين همچي مجالسي كه بيشتر علمايي مي¬گيم ما، جلسه خود ما همينه ولي آقاي ده¬نمكي ميخو كوبيد اول گفت كه منصفانه باشد و جاي ديگر اينو نديدم يه خرده فكر مي¬كنم ترسوند يعني اگر عدول كنيد از شرايط انصاف بهرحال آقاي ده¬نمكيه ديگه زياد پشتتان به ما نباشد. آقاي ميرخندان: بسم الله الرحمن الرحيم، به قولي باب بحث باز شود من نكاتي را عرض مي¬كنم تا از مهمانان عزيز، كارگردان و نويسنده فيلم¬نامه در فيلم دفاع مقدس گرايشي وجود دارد كه آن اينه كه كساني كه در جنگ شركت مي¬كردند عموماً همۀ افراد آرماني روحيۀ مذهبي به آن معنا نبودند، شايد يه بخشي از فيلم¬هاي دفاع مقدس به آن طبقه وابسته است و تعلق دارد يعني فيلم¬هايي كه شما در آن شخصيت¬هاي كاملاً مذهبي و آرماني مشاهده مي¬كنيد در اين گرايش كه سعي مي¬كند به نحوي آن طيف شركت¬كنندگان در جنگ را پوشش دهد و طبيعتاً اين ادعا را دارد كه مردم با سطوح مختلف توي جنگ حضور داشتند و حتي مي¬شه روي آرمان¬ها بحث كرد و شايد يه نمونۀ تلوزيوني¬اش خاك سرخ در واقع از اين رده فيلم¬هاست فيلمي كه شخصيت¬هاي اصلي¬اش بر اساس شايد بشه گفت نه آرمان¬هاي ديني ناب در سطح آرماني مذهبي در جنگ شركت مي¬كنند بلكه بيشتر جنبه ملي آمده است در فيلم اخراجي-ها شمار 2 و 1 من اين احساس را داشتم كه كاملاً مشهود است حالا خود آقاي ده¬نمكي كه سعي شده فراتر از آن شخصيت آرماني مذهبي ما افرادي را داشته باشيم كه مردم معمولي هستند و يه قدم پايين¬تر بياييم از معمولي هم يه مقداري عجيب و غريب¬تر كساني كه شخصيت¬هاي خاص هستند و اين¬ها در جريان جنگ شركت مي¬كنند و حالا بگيم به يه بينش¬هايي مي¬رسند يا دچار تحول¬هايي مي¬شوند كه روي اين تحول¬ها بايد بحث كرد و در نهايت كه رفتارهايي ازشان سر مي¬زند كه فكر مي¬كنم آن بحث¬هايي طنزي كه در فيلم آمده كه در طنز و كمدي مي¬گنجد با توجه به اين مسئله اصولاً نمود دارد و قابل تحليل است اگر شما شخصيت¬هاي اينجوري وارد داستان كنيد و بعد اين¬ها را به تحولي بعدها برسونيد شايد از سرانجام طنز شايد بشه گفت كه مناسبه يعني خيلي مناسبه حالا من نمي¬دونم كه چقدر روي اين توافق هست كه اساساً نگاه چقدر اينجوري بوده كه حالا اگر نكته¬اي بود مطرح بشه. آقاي آتش¬ذر: آقاي ده¬نمكي ما در ژانرِ، حالا ژانر به آن صورت نشه بگيم در طيف¬هاي مختلف فيلم¬هاي دفاع مقدس انواع مختلفي از فيلم¬ها را مي¬بينيم بعضي فيلم، فيلم¬هايي هستند البته از نوع فرهيخته¬اش آن-هايي كه وجوه هنري هم تا حدودي دارد يه بخشي رزمنده¬ها و نسل جبهه و جنگ را نسلي سوخته مي-بيند در بخشي از فيلم¬ها مثل رگه¬هايي از آن در برخي كارهاي مرحوم ملاقلي¬پور ديده مي¬شه در برخي فيلم¬هايي از آن جنس نسل جبهه و جنگ نسلي با جواني تباه شده و گونه¬اي ديگر اين نسل را تا حدودي نسل سرخورده مثل بخشي از شخصيت¬هاي فيلم آژانس شيشه¬اي، برخي ديگر بسياري از فيلم-هاي خوب هم هستند كه خوبند برخي از فيلم¬ها هم بيشتر ماشين شعار هستند شايد به جهات اجتماعي در برخي برهه¬هايي از تاريخ به اين نوع از فيلم¬ها نياز داشتيم و كليشه¬هاي نسوزي هستند، رزمنده¬ها كه به نوعي با لباس¬هاي اتو كشيده، اين فيلم يكي از نقاط قوتش اينه كه يه جورايي اين كليشه را شكسته منتها در ادامۀ بحثي كه پيش آمد و من بعدً تفصيل آن را بيشتر عرض مي¬كنم در ادامۀ بحث آقاي ميرخندان، به نظر مي¬آيد آسيبي كه اين فيلم در پي دارد اينه كه نسلي بي¬آرمان يا با آرمان¬هاي كوتاه را ترسيم مي¬كند يعني ما از يك سو بعضاً شخصيت¬هايي را در دفاع مقدس ترسيم كرديم كه آدم¬هايي دست نايافتي و تافته¬هاي جدا بافته¬اند از سوي ديگر در اين¬جا عكس مسئله و آنور اين محور قرار مي-گيرد اين يكي از آسيب¬هايي است كه به نظر مي¬آيد اين فيلم به نوعي به اين طرف آمده و احياناً شايد كليشه¬اي براي فيلم¬هاي بعدي شود. ده¬نمكي: والله حقيقتش اينه كه من برداشتم از سينما اين هست كه نوع ارتباطي كه با ضمير ناخودآگاه مخاطب برقرار مي¬كند مهمتر از آن وجهي است كه روي ظاهر و پرده ديده مي¬شه يعني يه چيزي رو پرده ديده مي¬شه ديالوگ¬ها شنيده مي¬شه ولي يك اثر دروني روي مخاطب مي¬گذارد آن براي من مهمتر است حالا آن اثر چي بوده و ما به دنبال چي بوده آيا رسيديم يا نرسيم احتياج به آن تحليل و شناخت اثر و به قول اشيون چي شد كه به اين¬جا رسيده كه يك اتفاق تاريخي توي سينماي ايران رقم بخورد و هنوزم نمي¬خوان باور كنند اين اتفاقه هنوزم مي¬گن نواره، اما تو چند وجه من نوشته¬ام و ساخته¬ام در اخراجي¬ها مد نظرم بود اولين وجه¬اش كه براي خودم از همه چيز مهمتر هست و دروني¬ترين لايه فيلم هست يك مضمون عرفاني و اخلاقي هستش، چيزي كه اصلاً قرار نيست بهش پرداخته شه و اصلاً دوست ندارم در موردش حرف بزنم چون دوست دارم اثرش را ببينم بعد شعاري¬ترين شكلش تعبيري است كه حضرت امام دارند مي¬گن جبهه¬هاي ما دانشگاه آدم¬سازي است. خب اينا كيا بودند مي¬آمدند جبهه، آدم مي¬شدند آدم¬ها معمولاً فرشته نبودند كه مي¬آمدند جبهه همان اسطوره¬هايي¬اند شما مي¬گيد يا قبلاً نشان داديد قريب به اتفاقشان خيلي از آن¬ها برخاسته از حوزه¬هاي علميه نبودند همان آدم¬هايي كه تو جنگ لحظه شهادت ديدمشان نبودند يعني لازمه كه مسير زندگي اين¬ها در مسير شدن اين¬ها ما بررسي كنيم از شهيد عباس دوران بگيرد كه فيلمش را مي¬سازيم ازش امام¬زاده مي¬سازيم در حاليست كه آدمي است كه در آمريكا بزرگ شد و مياد آن¬جا و اين مي¬شه بعد عمليات استشهادي انجام مي¬دهد شنود بي¬سيم¬هاي هواپيماي اين آدم هنوز قابل پخش نيست مي¬گفت شما از آن فلانشون كنيد من از اين ور فلانشون كنم خب اين آدم چند لحظه بعد هم شهيد مي¬شه يا خيلي¬هاي ديگر كه اين مسير را طي كردند حالا خيليل¬ها توي اين مرحله تحول رسيدند با آدم¬هايي كه به مراحل بالاي عرفان رسيدند آن-هايي كه امام مي¬گفت شب صد ساله را يك شبه طي كردند خيلي¬ها هم توي اين مسير شدن بودند كه شهيد شدند حتي اوني هم كه مي¬آمد جبهه من اينو گفتم بارها هم دارم مي¬گم جبهه¬هاي ما 90% پا رو مَن گذاشتن بود 10% از آن پا رو مين گذاشتن ما 11 ماه زندگي مي¬كرديم يك ماه عمليات مي¬كرديم توي اين 11 ماه علاوه بر تمرين جسماني، روحاني هم بچه¬ها خودشان را مي¬ساختند كه آن شب عمليات كم نياورند بچه¬ها مي¬گفتند كسي مي¬تواند پا رو سيم¬خارهاي دشمن بگذارد كه از سيم¬خارهاي نفس خود گذاشته باشد توي 11- 10 ماه اگر كسي نگذشته بود شب عمليات كم مي¬آورد اگر قرار باشد حالا برگرديم به همان وجه اول در مورد گروه عرفاني و آن مسي رشدن و تحول آدم¬ها حرف بزنيم اين تحول بازم معنا دارد مسلماً فيلم هندي نمي¬خواستيم بسازيم مسلماً نمي¬خواستيم بگيم هر كس فرم ثبت نام جبهه را پر كرد يه آقايي نويسنده¬اي كه نوشته بود جبهه¬هاي ما به گونه¬اي بود كه 50 كيلومتر مانده به جبهه¬ها آدم¬ها متحول مي¬شدند گفتم امام حسين هم چنين ادعايي نداشت حضرت امام حسين توي ظهر عاشورا طرف آمد گفت من تا لحظه شهادت باهاتم، لحظه شهادت اجازه بده من برگردم و برگشت يا توي جبهه حضرت رسول ما شهيد راه حمار داشتيم، كسايي داشتيم كه خط را خالي كردند حرف پيامبر هم گوش نكردند به خاطر غنيمت به خاطر غنيمت، پس ما نمي¬تونيم همچي ادعايي كنيم كه دفاع مقدس ما مقدس¬تر از به اصطلاح چيز بوده يا آدم¬هاي ما از آن¬ها چيزتر بودند اين مسيرش و تحوله اگر پيدا كرديد آن وقت من بايد به شما بگم، اين حرفي كه من گفتم يك رساله عرفاني يك سالك از مسيري كه در جذبه قرار مي¬گيرد تا موقعي كه مي¬خواهد به وصال برسد عرفان عملي، عرفان نظري از يه زنداني بايد آزاد بشه مجيد نماد يك سالك است همۀ ما در مرحلۀ سلوكيم آن قوت با زبان طنز تو ژانر جنگي يك مضمون عرفاني را داريد طرح مي¬كنيد حتي اين ادامه پيدا مي¬كند توي /2 و قرار نيست كه اين اصلاً گفته شه نوشتم و تمام نمادها را دوباره ساختم كه اينجاش براساس اين مرحله عرفان و سلوك است و همۀ اينا موجود هست ولي مهم براي من اين بود كه آموزش و پرورش منطقه 18 تهران پارسال يك موضوع آزاد انشاء اعلام كرد بعد مدارس جنوب شهري ما آزاد بودند كه در مورد يه فيلم بنويسند و چند صد انشاء نوشته بودند براي آدم شدن، بچه¬هاي راهنمايي گفته بودند هر كسي كه گناه مي¬كنه اينجوري نيست كه شما فكر كنيد ديگه درست نمي¬شه موضوع اخراجي¬ها را انتخاب كرده بودند و مسير آدم شدن و امكان تحول آدم را گفته بودند بچه¬هاي راهنمايي كه انشاءها را آن موقع براي من فرستادند و من آن موقع خدا را شكر كردم كه با مخاطب تونسته مضمونش ارتباط برقرار كند و فقط نكات طنزش را نديدند از لحاظ مضموني كه بعداً اگر لازم شد در موردش بحش مي¬كنيم، آخه يه جا به من گفتند فيلم شما نه طنز نه جنگي، هم طنز هم جنگي چيه؟ گفته بودم معناگراست گفت كجاش معناگراست گفتم آن¬جا كه جواد رضويان شصتشو نشون مي¬ده به آن منافق مي¬گه ببين هواپيماي ما را آوردي ببين چي بهت دادند گفت موفق باشي اين شصتشو مي¬گفت اين¬جا خيلي معنا دارد اين شصت بعد حالا از لحاظ بحث جنگ هم من اعتقادم اينه كه ما جنگ را نگاه يك جانبه بهش داشتيم يعني خود آدم¬¬هاي جنگ هم يه دست نبودند هم آدم¬هاي جنگ هم فيزيك جنگ يعني ما شكست را كنار پيروزي نشان نداديم به خاطر همين شما صحنه¬هاي فجيع را از قتل¬عام را توي فيلم مي¬بينيد ما هميشه دشمن را ضعيف و زبون نشان داديم كه اينجوري نبوده به خاطر همين سئوال ايجاد شده براي نسل امروز كه اگر دشمن اينجور بوده چرا 8 سال طولش داديد، مي¬¬خواستيم دشمن را نشون بديم كه قدر بوده همين ايراد را تازه ساختار نظامي همين ديروزي بيدار شده كه چرا نشون مي¬دي اين همه تانك يهو مي¬آيد قبلش چرا نشون ندادي، گفتم آخه قرار نيست ما تو 10 تا عمليات كه 7-6 تاش لو مي¬رفتن 3-2 تاش مي-تونستيم به آن اهدافمان برسيم ما اگر سختي¬هاي جنگ را نشان نديم اوضاع قوت خودمان در نمي¬آيد كه بچه¬هاي ما چه جور كار كردند و در خصوص فيزيك جنگ اخراجي¬ها ساختارشكني مي¬كند در خصوص وجوه آدم¬هاي جنگ اخراجي¬ها ساختارشكني مي¬كند و زبان طنز هم به اين منظور انتخاب مي-دهد كه در خدمت اين مضمون قرار بگيرد يعني ما بايد اول مخاطب را به سالن سينما مي¬كشيديم شما از بحران مخاطب براي سينماي جنگ نمي¬دانم چقدر خبر دارد يا نه؟ يعني ما ميلياردي هم خرج كرديم نيامدند نه ما، ديگران، نيامدند ما اگر مي¬تونستيم مخاطب را براي ده دقيقه براي حرفمان به سينما بكشانيم باز هنر كرديم آمدند و اين اتفاق افتاد و اين زبان تونست پل ارتباطي ما با نسل جديد و اين زبان مشترك با نسل امروز پيدا كنه و اين هدفي بوده كه ما توي فيلم دنبالش بوديم حالا بيشتر وارد بحث شويم بعداً ... آتش¬ذر: البته در تأييد كلام آقاي ده¬نمكي دوستاني كه خيلي تاكيد مي¬كنند اين كه در فيلمي بياييم شعار بديم يا مفاهيم به صورت سختي بگنجانيم اين اصلاً با هنر نمي¬خواند معمولاً كارگردان¬ها مي¬گن كه ما نمي¬خواهيم چيزي به مخاطب ياد بدهيم چون تا حدودي به ويژه در عصر حاضر، عصر اطلاعات و مشكل فزوني اطلاعات است ارائه مي¬شود، معمولاً كارگردان¬ها قدر و كار كشته مي¬گن ما فيلم بسازيم تا اگر مخاطب در موقعيتي مشابه قرار گرفت آن گونه رفتار كند، آن گونه تصميم بگيرد كه ما اين وضعيت را در اين¬جا براي شخصيت رقم زديم و آن گونه به دنيا نگاه كند كه ما از پشت آن عينك در اين شخصيت¬پردازي¬ها و سير روايي اين را ترتيب داديم ولي به هر حال اينو درسته كه در جبهه¬ها شخصيت¬هاي اينجوري زياد بودند اينم نه اين¬كه عموم شخصيت¬هايي كه در جبهه¬ها بودند اين¬ها نبودند منتها مسئله اصلش سير منحني تحول هست كه آيا واقعاً اين افرادي كه اين گونه مي¬آمدند اين منحني تحول را مي¬گذراندند يا نه به اين يك بحث از سوي ديگر البته در بحث بعدي تأكيد مي¬كنيم باز مطرح مي¬كنيم اين¬كه اساساً قرار نيست همۀ گونه¬هاي شخصيت¬ها در يك فيلم مطرح شود آن¬هايي كه تصور مي¬كنند در يك فيلم همۀ حرف¬ها و همۀ گونۀ شخصيت¬ها را بياريم تا حدودي امر محال و ناپذيرفتني هستند، حالا من يه بحث ديگري را با اجازه¬تون طرح كنم كه آقاي شريفي¬نيا مشاركت در اين بحث كنند ما بعد از انقلاب در دوره¬هاي قبل از انقلاب يكي از كليشه¬هاي شخصيتي كه بوده شخصيت حاجي-بازاري است كه در اين¬جا در اخراجي¬هاي / 2 دو گونه از اين شخصيت را مي¬بينيم در اخراجي¬ها / 1 هم يك گونه¬اش هست. اين گونه شخصيت¬ حاجي¬بازاري قبل از انقلاب در واقع يك رسوب فكري است از دورۀ ماركسيسم و دورۀ كمونيستي در جامۀ ما بوده به ويژه اگر مسافرتي به كشور آذربايجان شوروي داشته باشيد آن موقع كه اينا مي¬خواستند مذهبي¬ها را حذف كنند روحاني¬ها را به سيبري بفرستند روي اين به شدت تأكيد مي¬كردند و نماد سازي كردند ما بعد از انقلاب اينو داريم با توجه به شور انقلابي و آن رفت و برگشتي كه بين جوان¬هاي دوران انقلاب بوده كه قبل از انقلاب در فضاي تمايلات كمونيستي يا به نوعي جامعۀ بي¬طبقه، در آن دوره بيشتر مطرح بود در فيلم¬هاي بعد از انقلاب هم متأسفانه اين كليشه باز تكرار شده يعني ما يه حاجي¬بازاري داريم مثلاً در فيلم عروسي خوبان با تأكيد بسيار زياد شخصيت تأثيرگذار بازاري در اين¬جا به عنوان يك مانع اصلي توسط آقاي مخملباف تصوير مي¬شود تو فيلم آژانس شيشه¬اي حاتمي¬كيا باز يكي از شخصيت¬هايي كه حق رزمنده¬ها را ضايع مي¬كند تو فيلم باز دو چشم گيسو دوباره همين هست اين ادامه دارد تا امروز در حالي¬كه جامعه خيلي از اين گذشته ما شخصيت¬هاي منفي¬مان ديگه شخصيت حاجي¬بازاري نيست در موقع جبهه واقعاً شخصيت¬ها، گونه¬ها و طيب¬هاي اجتماعي تفاوت كرده فكر مي¬كنم يكي از آسيب¬هاي بسياري از فيلم¬ها اينه باز آن پويايي اين طيب¬ها و آن به روز بودن شخصيت¬ها نيست در اخراجي¬هاي /1 يكي هست در اخراجي-هاي /2 دو تا شده آقاي حاجي¬ گرنيف در هر دو تا تكرار شده آن يكي هم در اين¬جا اضافه شده. اگر توضيحي دارد بفرماييد. شريفي¬نيا: در تمام سينماي پايين شهرم ديگر چيپس و پفك نمي¬برند شما تو مجلس علما سانديس مانديس آورديد. آتش¬زر: اين موعظۀ بعد از نماز است. شريفي¬نيا: نمي¬دانم سئوال را متوجه شديد يا نه توي اين هياهوي نوشيدن كلوا و اشربوا، حاج آقا من يه باز سئوال را بگم، سئوال خيلي مهلك بود يعني نابودمان كرد مستهلكمان كرد بعدم زود ماجرا را از رو دوش خودشان برداشتند گفتن هر چي مي¬خواهيد فحش بديد به دكتر و مهندس اينا بديد به ما كار نداشته باشيد. نمي¬دانم متوجه شديد حاج آقا اين مسئله را بسيار زيركانه بود اين سئوال، من يه نكته¬اي خدمت شما عرض كنم بسيار مسئله حياتي است جواب بسيار دندان¬شكن است، جوابيه بخش هنر به بخش علما الان يكي¬اش به نفع ايشونه آقاي شايسته در مسائل فوتبال و اينا هستند منتها دوستان استقلالي هستيم پاسخي دندان¬شكني مي¬دهيم. آتش¬زر: تبليغات خصوصي ممنوع است تريبون عمومي است. شريفي¬نيا: چيزي نيست آبي – قرمز- پريروزم كه باختند ديگه مشكل نداريم، ببينيد مشكلي كه توي اين سئوال هست اينه كه ما كلمه¬اي به ادبيات ما اضافه شد به نام نما، يعني هر كسي كه خارج از شغل خودش، خودش را به شكل ديگه¬اي در مي¬آورد در آن اندازه و سطح نيست بهش مي¬گفتند نما يعني روشنفكرنما يعني كسي كه پز روشنفكري مي¬دهد ولي روشنفكر نيست، يا آدم¬هاي رياكاري كه در مذهب ندارند ولي براي اين¬كه ديگران را گول بزنند، خودشان را ملبس مي¬كنند و يا مشَكَّل مي¬كنند خوبه اين كلمات خوبه اينا تبديل شدند به آدم¬هاي مذهبي به نام مقدس¬نما يا دانشجوياني كه از حيطۀ دانشجويي خارج مي¬شن، دانشجونما اين كلمات در فرهنگ ما آمده مثلاً كساني كه پزشكند ولي از موقعيت پزشكي خودشان سوء استفاده مي¬كنند يا تقريباً همۀ شغل¬هايي كه از موقعيت¬ خودشان سوء استفاده مي¬كنند يعني داراي مشخصۀ آن شغل نيستند ولي از مواهب آن شغل بهره¬برداري مي¬كنند من فكر مي¬كنم برخلاف نظري كه استاد بزرگوار دادند خطرناكترينش همين بخشي است كه من نقشش را بازي مي¬كنم يعني حياتي¬ترين نه تنها از دوران انقلاب، قبل از انقلاب به بعد از انقلاب نبايد حذف بشه مهم¬ترين بخش تخريب در جامعۀ ما همين گروهند اين به اين لحاظ عرض مي¬كنم اگر شما يك دكتري را ببينيد كه از موقعيت پزشكي خودش به اصول سقراط و علماي علم طب، ابوعلي سينا اكتفا نمي¬كند و از آن¬ها عدول مي¬كند شما مي¬گيد پزشكي بود كه به هر حال خطا كرد يك بقالي كه خطا مي¬كند شما به عنوان بقالي پيش خودتان محاسبه مي¬كنيد ولي به مجرد اين¬كه وارد حيطۀ فيلم مي¬شويد وارد حيطۀ علم يا مذهب مي¬شيد اگر كسي از اين موقعيت عدول كند پاي خودش محسوب نمي¬شود پاي دين حساب مي¬شود موقعيت جامۀ ما، موقعيتي نيست كه جوان ما يك عالم را ببيند كه داره خطا مي¬كنه به مجرد اين-كه ببيند عالمي خطا مي¬كند مي¬گه دين صلاحيت ندارد كه من بتونم آن دين را بپذيرم براي اين¬كه اگر عالمش اينه واي به حال بقيه¬اش به همين خاطر بسيار مسئله خطير است به نظر من يعني اصلاً از اين ماجرا به اين سادگي نبايد بگذريد يا بگيد قبل از انقلاب اينجوري مي¬گفتند براي اين¬كه بگن كمونيست-ها آدم¬هاي مذهبي اينجوري¬اند و الان ما چرا به آن مي¬پردازيم اتفاقاً الان دايرۀ ريا به نظر من بازتر شده يعني پرداختن به اين مسئله بيش از قديم اهميت دارد براي جوان¬ها ما براي جذب جوان¬هاي ما به دين يعني تفكيك اين ماجرا كه بدونند بين آدم مقدس و مقدس¬نما چقدر تفاوت است بچه¬هاي ما نمي¬تونند اينو تشخيص بدهند و يكي از ويژگي¬هاي اخراجي¬ها به نظرم همين مسئله است شما دو تا شخصيت داريد كه عالمِ يكيش همين حاج آقا گرينف حاج آقا صالح كه مسئول گزينش است يعني همين آدم¬هاي خطاكار بايد از خط ايشون رد بشوند و وارد بشن، وارد جبهه بشن يعني ايشون بايد بگه كه آره تو قبول مي¬شي نماز چند ركعت، قرآن چه جوريه؟ و بعد ايشون بتونه بره، يكي عالمي روحاني آن¬جا وجود دارد و تقريباً با بخشي از مسائلي كه اين آدم مطرح مي¬كند مخالف است يعني ما يك آدم ديگر هم كنارش داريم كه عالم درستي است همان مقدس است و مقدس¬نما همين حاج صالح مغزش اينقد است يعني به اندازۀ مغز خودش مي¬فهمد فكر مي¬كند اين آدمي لات اگر بياد جبهه به مجرد اين¬كه وارد جبهه بشه جبهه را به گند مي¬كشد عين جمله¬اش، تا وقتي خون مي¬بيند يعني مي¬بينه اين آقاي سوزوكي مجيد نمي¬دانم خمپاره خورده و افتاده آن زمين آن¬جاست كه مي¬گه خدايا تو بردي ما را كشوندي تا اين¬جا، خلاصه تو بردي روي ما كم شد يعني تا يك جايي تمام ترس تو وجودش هست، ريا هست مشكلات هست بخشي از كاري كا انجام مي¬ده با ماشين دولتي آمده، ديگران را نهي مي¬كند با موقعيتي به جبهه آمده كه به همكارش و خانواده و محل بگه كه من آمدم جبهه بدونيد كه من آدم فلاني¬ام، يك سري شرايط اين¬جوري دارد براي اين¬كه خود را مذهبي مقدس جلوه دهد بخشي از مسائلش را دارد، بخشي-اش را ندارد يعني شما تا اين تفكيك را به وجود نياريد كه بخش اعظم مسائل جامعه ما هست نمي¬تونيد جوان¬ها ما را جذب كنيد چون به مجرد اين¬كه شما اين آدم را حذف كنيد جامعه ما و جوان¬هاي ما آدم-هاي مقدس¬نما را تشخيص نمي¬دهند و همه رو پاي دين مي¬گذارند و آن وقت كه از دين زده مي¬شن، شما هوار نزنيد كه آقا چرا جوان¬هاي ما ديندار نيستند چرا فلان نيستند با دكتر و مهندس و اينا كسي متوجه اين ماجراها نمي¬شه ولي با يك عالم روحاني و يك آدم مقدس بلافاصله از دين بري مي¬شود بنابراين طرح اينا با حفظ شئونات به نظرم اگر در اين فيلم فقط حاج آقا گرنيف وجود دارد حاج صالح وجود داشت بله حرف شما درسته تخريب است ولي در كنارش يك عالم روحاني وجود دارد كه همان آدم مذهبي است كه بسيار وسيع مي¬بيند حتي دشمن را داره اصلاح مي¬كنه حالا تو بخش 2 مي¬بينيد مي-گن حاج آقاي شما مي¬خواهيد دشمنم اصلاح كنيد يعني ببينيد تا كجا رفته، ما آدم¬هاي كوچولو دور و بر خودمان را كه مي¬¬خواهيم بياييم و وارد بشن حالا به هر دليل و بهانه¬اي اصلاً طرف به خاطر عشق يك دختر وارد اين جبهه شده شما بلافاصله اين چتر اسلام را مي¬توني براش پهن كني بگي خب آمد بلاخره اين آمد وارد اين حريم شد، اينقدر بيان من و تفكر و اعتقادات من مستدل باشد كه بتونم اينو جذبش كنم اين مثل يك پروانه است اينقدر لطيف و ظريف است وارد شد من مي¬گيرم نمي¬يارمش تو دامن خودم ولي وقتي اين اتفاق نيفتد و اين چتر را شما نداشته باشيد همۀ آن¬ها مي¬پرند بنابراين حاج آقاي دارد يعني شخص روحاني اصلي فيلم ما همۀ اين موهبت¬ها را دارد و دونه دونه رو اينا كار مي-كند رو رسول كار مي¬كند رسول كسي است كه وابستۀ دشمن است دشمن خودش انتخابش كرده براي آن¬جا از شروعي كه حاج مي¬ياد وارد مي¬شه و اينو مي¬بينه روي اين آدم كار مي¬كنه و آن را جذبش مي-كنه و تمام تحولاتي كه آن¬جا به وجود مياد به خاطر همين ارتباط بين روحاني است آن¬جا و آن آدمي كه به عنوان نمايندۀ اردوگاه از جانب عراقي¬ها گذاشته شده اتفاق مي¬افتد و من به نظرم ويژگي¬ اخراجي-ها همينه كه همه آدم¬ها با همه ويژگي¬هايشان حضور دارند برخلاف فيلم¬هايي كه بخشي از جواب سئوال اول شما خلاف فيلم¬هايي كه همه آدم¬هاي فيلم¬هاي جنگ همه منزه همه از آسمون آمده همه فرشته اصلاً اينجوري نيست آدم¬ها همه يه دشمن داشتيم يك دونه مقابل يعني دشمن و آدم¬هاي منزه ما در صورتي-كه ما بين خدمان يك سري اتفاقات مي¬¬افتد يه سري ويژگي¬ها داريم آدم¬ها با خوبشان با بدشان با رفتار بدشان با كردار ناشايستشان همه چيز هستند و هي خود را تصحيح مي¬كنند در فيلم اخراجي¬هاي/ 2 اين بخش عادل آن شخصيت عراقي حذف شده در مسير كار ما همان كه ما آزارش مي¬كنيم حالا يه ربعي روي آن كار شده و آن كاري كه حذف شده بعداً اضافه مي¬شه مي¬بينيد تمام آدم¬ها روي آن عادل و شخصيت عراقي هم كار مي¬كنند و آن توسط خود عراقي¬ها كشته مي¬شه كه حالا آن توي اين نسخه كه شما ديديد نيست ولي حتي مي¬خوام بگم اين ارتباطات بسيار بسيار مهم است توي سينما يعنب همه شخصيت¬ها را بايد داشته باشيد در كنار، قرار نيست كه ما تو هر فيلم كه بخواهيم هر چي دكتر، مهندس و عالم را بكوبيم هر چي آدم معموليه بكوبيم وقتي مي¬رسيم به علما سكوت كنيم يا كساني كه داعيۀ دين دارند داعيۀ مذهب دارند يا اصلاً به عنوان يك مسلمان هستند كسي كه مسلمان است بايد شاخصه¬هاي مسلمان را داشته باشد براي اين¬كه ديگران را فريب ندهد ما هم بايد هوشيار باشيم براي اين¬كه به جوانمون بگيم اين اگه اين كار را كرد مال ما نيست حتي اگر ملبس باشد حتي هر جور، شما نمي¬تونيد آدم¬ها را به صرف اين¬كه ادعاي مذهبي بودن مي¬كنند همين جور رها كنيد تو جامعه بروند. جواب دندان-شكني بود. آتش¬زر: شما خيلي اين حرف را به خودتان گرفتيد من عرضم اتفاقاً حفظ شئونات حاجي گرنيف بشه من بگم نه حفظ شئوناتش نشود من عرض ديگري داشتم كه در تاييد اين حرف شماست من عرضم اين بود كه حاجي¬بازاري ما به لحاظ تيپ¬نگاري سينمايي حرفم هست شما در بازيگري اصلي داريد معمولاً مي¬گيد كه بازيگر بايستي در دوره¬هاي بازيگريش خودش را تكرار نكند و به تدريج گونه¬ها و شخصيت¬هاي مختلف را تجربه كند و دروني¬تر، حسي¬تر و الي آخر من مي¬گم شما را در توي اين فيلم و فيلم¬هاي ديگر البته تعداد ديگر از فيلم¬ها همان حاجي¬بازاري مثلاً فيلم دنيا مي¬بينيم در اين¬جا هم، اجازه بديد من اين حرفو بزنم. شريفي¬نيا: اجازه بديد من به نكته بگم بحث تخصصي كرديد آخه اينجوري نيست اولاً در مورد بازيگري من به نظر به شما بدم بازيگري¬¬ هيچ پزي براي بازيگر ندارد كه بگم من ميام نقشي را بازي كنم كه فردا نقش ديگري را خلق كنم اصلاً اين نيست بازيگري يك وسيله است ما هم با اجازه بازيگران عرض مي-كنم با اين¬كه بسيار ما بحث به عنوان بازيگري در محضر استاد داشتيم كه به نظرم يك بيان بسيار زيبايي در ارتباط با كارگرداني كردند كه كارگردان خليفةالله است كه در جايگاه خدا مي¬نشيند و يك سري موجوداتي را خلق مي¬كند و يكسري حيات مي¬دهد و هر لحظه هم كه بخواهد مي¬ميراند يا زنده مي¬كند يا بهشان شغل مي¬دهد براي بيان يك هدف بسيار زيبا گفتند كه از بيانات ايشون بعداً استفاده خواهم كرد با كسب اجازه. آتش¬زر: شما هميشه اهل استفاده هستيد. شريفي¬نيا: يك موردي كه خيلي مهم است اينه ما شخصيت¬ها را ما به عنوان بازيگر در خدمت يك متن هستيم من به عنوان يك بازيگر خودم في¬نفسه موجوديتي ندارم ما در خدمت يك متن اهميت پيدا مي-كنيم يعني در صورتي اهميت پيدا مي¬كنيم كه بتونيم به آن متني كه كار شده جون بدهيم. اين بحثي كه شما مي¬فرماييد همين صديق¬شريف كه صحبت كرده بودند براي نقش روحاني بيايند گفته بود كه من ديگه روحاني بازي نمي¬كنم آقاي ده¬نمكي به من گفتند آقاي صديق¬شريف به من پيغام دادند كه من نقش روحاني بازي نمي¬كنم بيخود كرده گفتم ايشون مي¬ياد و بازي ¬¬مي¬كند عين جمله¬اي بود كه زدم بعد من زنگ زدم به آقاي صديق¬شريف گفتم براي چي شما نقش روحاني بازي نمي¬كني گفت ديگه بسه خيلي نقش روحاني بازي كردم گفتم ببين تفاوت بين دو روحاني اگر تو به عنوان يه بازيگر بتوني 10 درصد اختلاف بين يك روحاني را با يك روحاني آن مثالي كه برايش زدم اين بود گفتم آقاي خاتمي روحاني است، آقاي ناطق نوري هم روحانيه آقاي هاشمي رفسنجاني هم روحانيه اين سه تا روحاني با سه نگاه يعني اگر شما در جايگاه آقاي ناطق نوري بازي كني يك جور بازي مي¬كني اگر در جايگاه آقاي خاتمي يكي ديگر را بايد بازي كني نمي¬شه شما عين آن بازي كنيد آن يكي ديگه است. از سرباز از دروازه كه شماه راه مي¬افتيد تا ته دروازه 2000 تا حاجي¬بازار هست هر كدامشان با هم يك دنياي ديگه¬اي دارند هر كدام اين¬قدر تفاوت دارند كه منه بازيگر اگر 5% تفاوت را بتونم بازي كنم بُردم يعني بازيگرم به لحاظ اين¬كه اينا هر كدام با هم تفاوت دارند من يه مثالم براي ديگران زدم گفتم آقاي رضازاده تو يه برنامه مياد 200 كيلو مي¬زنه بهش طلا مي¬دن تو بعدي كه 201 مي¬زنه دوباره يه طلا مي-دند اما اين¬همه خودمانو بكشيم دوباره طلا نمي¬دن اين¬كه همانه كه، علي پروين هم گل مي¬زنه تو بازي بعدي هم گل مي¬زنه، مهم اينه كه در جايگاهي كه قرار مي¬گيريد گل بكاريد، تو همان موقعيت شما به عنوان يك روحاني مي¬ريد بازي مي¬كنيد دوباره مثل كار قبلي بدرخشي و آن اندازه¬اي كه قبلي داشته در بياري اين يعني بازيگري اين نيست كه حالا من اينجا روحاني بازي كردم حالا بعدي مهندس بازي كنم بعدش برم يه هروئيني بازي كنم يا ديونه بازي كنم كه نشون بدم چقدر بازيگرم اصلاً بحث چقدر بازيگري من نيست من مي¬گم آقا مثل آقاي صديق¬شريف كم داريد كه بتونه نقش روحاني بازي كنه مگر روحاني بازي كردن ساده است شما بايد مسلط به عربي باشيد مسلط به بيان خوب باشيد چهرۀ نوراني خوبي داشته باشيد شرايط يك روحاني را داشته باشيد بلد باشي درست حرف بزني اينا تو بازيگراي ما كمه آقاي صديق¬شريف كمك مي¬كند به متن ما به زيبايي هم كمك مي¬كند همين حوزۀ علميه قم 8 تا سكه بهش جايزه داد براي من خيلي مهم بود اين اتفاق يك بازيگر در دوران بازيگري در سينما از حوزه علميه قم جايزه بگيرد اين افتخاري بود براي بخش بازيگران ما، شما اهميت تقديري كه حوزه علميه قم از آقاي صديق¬شريف كرد ده برابر، صد برابر جشنواره فجر است به لحاظ اين¬كه آدمي را به عنوان روحاني پذيرفتند كه اين درسته كارش براي همين ما اصرار مي¬كرديم كه بياد بازي كند با اين¬كه اولين كاري كه كرده نقش سبد جمال¬الدين اسد¬آبادي را بازي كرده، همه اينا با هم تفاوت دارند آن درصد حاجي كه من در فيلم دنيا بازي كردم زمين تا آسمون تفاوت دارد با حاجي اين كار، اصلاً حاجي دنيا آدم متظاهري نيست، يكي كسي به من گفت شما فيلم دنيا را بازي كرديد همه حاجي¬ها رو مسخره كرديد گفتم يعني چه مسخره كردم آقا آدم متشرع هميشه دشمن در كمين آدم¬هاي مقدس است در كمين آدم¬هاي متشرع است مي¬گه اگر حواست جمع نباشد دشمن مي¬ياد با يك لباسي مي¬ياديا لباس مال يا با لباس زن مي¬ياد يا با لباس قدرت مي¬ياد با يه چيز مي¬ياد نابودت مي¬كنه حواست جمع باشه من يكي از ديني¬ترين فيلم¬هايي كه بازي كردم فيلم دنياست. مي¬گه با اين لباس مي¬ياد، اسم فيلم دنياست دنيا يعني مظهر فريب، همان دختره كه اسمش دنياست مظهر پليد، مظهر پول، مظهر ميز آمده حاج آقاي ساده لوح بدبخت را از راه به درش كرده پولشو، زندگيشو، زنشو گرفت آبرو و حيثيت و خونه را هم گرفت و رفت. آتش¬زر: الان مسئله رو مشخصه¬هاي شخصيتي است من عرضم اين بود مثلاً در فيلم ليلي با من است ريا را به نحوي طرح كرده كه تو زندگي امروز هست در فيلم ديوانه¬اي از قفس پريد آقا معتمدي به گونه¬اي اين حاجي¬بازاري را نشان داده كه متعلق به آن دوره است ولي آدم احساس مي¬كند اين خيلي متعلق به اين دوره نيست حالا ... ده¬نمكي: تا از بحث خارج نشديم اجازه بديد يه نكته¬اي بگم اينو يكي از خط¬هاي فيلم¬نامه هجو رياكاري بود توي فيلم اگر ما نمي¬تونيم بين دينداري واقعي و دينداري رياكارانه تفكيك قايل بشيم حق درست بود اگر نمي¬تونستيم بين جبهه¬اي واقعي و كسي كه به اصطلاح پز اين عرصه را مي¬دهد تفكيك بشيم و مخاطب آن را بپذيرد مي¬تونستيم بگيم شكست خورديم اما شما از اول گفتمان اين دو تا با هم يعني آقاي صديق¬شريف به عنوان روحاني، سيد اولاد پيغمبر كه همان نماد عرفان عملي يعني اين¬كه به خود آدم¬ها نه اين¬كه بريد جبهه بلكه باهاشون پا مي¬شه مي¬ياد جبهه و چالش پيدا مي¬كند با اين بنده خدا توي دانشگاه وقتي صحبت مي¬كند به عنوان يك روحاني سيد مي¬گه كه اين مي¬گه بايد همشونو بيرون كنيم به درد اين¬جا نمي¬خورند مي¬گه اگر ازشون بدت مي¬ياد بگو بدم مي¬ياد چرا به نام دين حرف¬ها را مي¬زني اين حرف درسته يه مقدار شعاري است ولي مخاطب نسل امروز براي حرف همين روحاني تو سينما دست مي¬زند يا مثلاً شما فكر كنيد اين آدم پا مي¬شه مي¬ياد جبهه و همان جا درسته با يه تلنگر بر مي-گردد مي¬بينه خونو و مي¬گه خدايا تو بردي ولي درست يه سكانس تعدّ خطر دوباره تهديدش مي¬كند مي¬گه چيزي كه قبلاً مي¬خونديد همونو بخونيد و اويلا ليلي همونو بخونيد هموني كه تا حالا مي¬گفت نخونيد حالا مي¬گه بخونيد خب ما از اين¬جا به بعد شما اين دو تا را پيش هم مي¬بينيد و كار به جايي مي¬رسد كه مثلاً همين شخصيت اخراجي ما و مخاطب ما كاملاً همه دنبال اينند صاحب اين عمامه هستند يعني دشمن دنبال صاحب عمامه است و حتي اخراجي¬ها مي¬¬خوان حاجي را نجات بدند مي¬گين استخاره بلد نيست استخاره بد مي¬گيره شما به طوريتان مي¬شه يعني به اندازۀ عقل خودش دوست داره به حاجي كمك كند ولي همان جا مي¬گه خوب اين عمامه را بديم به حاجي گرنيف كه اينو اعدامش كنند آنجاست كه شما مي¬بينيد كه تو سينما مردم براي نابودي ايشون دست مي¬زنند براي نجات حاجي هوار مي¬كشند يعني مردم مظهري دينداري خوششان آمده شريفي¬نيا: ما را نابود كرد رفت، ده¬نمكي: نه بلاخره شما در خدمت فيلم¬نامه¬ايد ديگه همان چيزي كه خودتان گفتيد و استفاده از اصلاً در فيلم اخراجي 1 و 2 از شغل حاجي بحث نشده به عنوان حاجي¬بازاري تو /3 حرف قراره بزنيم ولي به هر حال اين آدم كيپ يعني كيپ آدم¬هايي كه مي¬بينند تو جامعه شما حتي در برابر سيد جواد هاشمي كه يك رزمندۀ واقعي است آن هم مشرب مثلاً اينم دوست داره جذب كند وافعه¬اش آن¬جوري نيست شما مي¬بينيد كه در كنارش عباس پسر ميرزا يه آقازاده است براي خودش يقه¬اش هم بسته است آدمي كه مي¬فرسته جبهه و خودش جبهه نمي¬آيد اينم تو هواپيما مي¬بينيد كه جا مي¬زنه بعدم مياد تو كه مردم به او مي¬خندند ولي به سيد جواد نمي¬خندند ما تفكيك واقعي بين دينداري واقعي با دينداري رياكاري يكي از خصوصيتي كه توي فيلم دنبالش بودم و به هجو رياكاري يكي از دلايل شديد اصلي استقبال مردم همين هجو رياكاري است يعني هجو دشمن و منافقين شما توي فيلم مي¬بينيد 20 سال از جنگ گذاشته خب مخاطب امروزي ما درست تو شرايطي كه شما تو اتحاديه اروپا مياييد منافقان را از ليست ترور حذف مي¬كنند آن لحظه¬اي كه منافقان يكي مي¬زنه تو گوش اون يكي شما ببينيد مردم چه واكنشي نشان مي-دهند يعني تروريست¬ها آن¬جا منفور واقع مي¬شوند آن¬جا كه همين مخاطبي كه مي¬گفتند مخاطب گريز از جنگ است به اندازه¬اي كه براي گل آقاي شريفي¬نيا دست مي¬زنند ده برابرش براي اين¬كه توپ مي¬ره تو عكس صدام مردم براش هورا مي¬كشند يعني ما همينو مي¬خواستيم برانگيختن حس هجو دشمن، تنفر از دشمن كه توي فيلم اتفاق افتاده هجو كسايي كه به اسم جنگ كارهاي ضد جنگ مي¬كردند يعني آقايون سال¬ها هي مي¬گن عبور از خطوط قرمز، كجا هجو منافقين، هجو رياكاري هجو دشمن جز خطوط قرمز محسوب مي¬شه تازه الان اين كارها را بكنيم مي¬گن نون بازوتو بخور اين همه بازيگر جمع شدند اين فيلم هم ساختند زحمت كشيدند هجو دشمن درآمده، هجو رياكاري درآمده هجو حرف¬هايي كه تا ديروز مي¬زدند يعني تمام طنز فيلم اتفاقاً يكي از مواردي كه من دارم مي¬گم اين¬جا طنز به شدت در خدمت ايدئولوژي قرار دارد هيچ ديالوگي تو فيلم نيست شما به ضرس قاطع مي¬گم هيچ ديالوگي تو فيلم نيست كه بيرون هدفمند باشد يعني هدفمند نباشد حتماً يه غرض سياسي يا اعتقادي پشتش است از لحظه حتي دادن پاكت تهوع شما كه طرفدار مردميد حداقل اينو بندازيد بيرون يا آن لحظه كه مي¬گي شما اگه نمي¬رفتيد جبهه كارشون تموم بود مي¬گه اگر اينا نمي¬رفتند كه شما به صدام مي¬گفتيد آق¬دايي، درسته ديالوگ طنز همه مي¬خندند ولي در اصل جواب حرف كسايي را داده كه مي¬گفتند چرا رفتيد جبهه مي¬خواستيد نريد جبهه اين¬كه مي¬بينيد اينقد عصباني¬اند اين¬كه تيپ¬هاي مثلاً كساني كه تا ديروز همين مقالات را مي¬نوشتند به خاطر اين¬كه متوجه شدند فيلم دو كاركرد متفاوت دارد يك لايه روي بسيار ساده و شفاف داره و يك لايه زيرين بسيار گزنده، آن لايه زيرين بسيار گزنده آدم¬هايي كه جبهه نمي¬آمدند ديگران را مي¬فرستادند را در بر مي¬گيرد شبيه حاجي گرنيف من اين آدم¬ها را مي¬شناسم بعضي موضع¬گيري¬هاشونو مي¬بينم مقاله مي¬نوشته من مي¬ديدم، تو دورۀ جنگ هم مي¬ديدمشان نمي¬آمدند و شعار مي¬دادند ما تو جنگ آن موقع¬ها مي¬گفتيم نه اين¬كه مي¬گن جنگ جنگ تا پيروزي اتوبوس مي¬آمد مي¬گفتند آقا برداريد بريد گردان¬ها خالي¬اند اين كه مي¬گن نگاه ملّي من داغم تازه شد برگرديم همان بحث اول از آن بحث حاجي گرنيف خارج شيم 60% بحث دست شماست. شريفي¬نيا: هر جا من باشم آدم¬ها را جذب مي¬كنم ده¬نمكي: امام مي¬گفت مملكتي كه 20 ميليون جوان داره بايد 20 ميليون تفنگدار داشته باشيد در مسير تحقق صحبت حضرت امام ما تو جنگ چي كار كرديم چرا ما نتونستيم تو طول 8 سال جنگ بيش از 2 ميليون نيرو بفرستيم جالبه عراق خودشو تكون مي¬داد آخرين بار 3 ميليون نيرو بسيج كرده بود فقط تو سال آخر جنگ بسيج كرده بود ما خودمان را مي¬كشتيم بيشتر از يه سپاه صد هزار نفري نمي¬تونستيم ما آن موقع¬ها مي¬گفتيم صدام بيشتر از همه گوش به حرف امام مي¬ده مي¬گه جنگ در رأس تمام امور است مي¬شينه گوش مي¬ده ببينه امام چي مي¬گه واقعاً اگر ما 20 ميليون نيرو بسيج كرده بوديم بغداد كه هيچي تا تلاويو هم رفته بوديم با آن تفكر امام ولي نمي¬تونستيم اين كار را بكنيم حالا من اين حرف را يكبار ديگر مي¬گم زبان فيلم به شدت تو اخراجي¬ها نمادين است از سكانس فوتبال بگير كه به منازعات امروزي برمي¬گردد حتي تو سكانس جنگ دمپايي¬ها، شما ديالوگ¬هايي كه از قول آقاي شريفي¬نيا گفته مي¬شه امروز تكليف به بازيه مصلحت به گول خوردن، بهترين دفاع امروز سازشِ، ما با سيستم 8 و يك بازي مي¬¬كنيم به هيچ وجه گل نزنيد چون بدبخت بيچاره مي¬شيم، اينا نماد آدم¬هاي سازش¬كار است كه تو عرصه سياست و مديريت تا تسليم نمي¬شن شعار مرگ ديگه تموم شده اينا ديگه مي¬گن مرگ مي-خوان ما را به كشتن بدهند آدم بايد درود بفرستد درود بر صدام يزيد كافر ولي با تمام كاركترهاي سياسي جامعه امروز ما بازي مي¬شه يعني ديالوگ¬هايش قرار نيست كه خيلي رو باشد كه قال فلاني كه نه، و به هر حال توي سال وحدت ملي من ازش فرار نمي¬كنم به هيچ وجه ديالوگ را شما نگاه كنيد تو اخراجي يك بعد از لحظه اخراجشان، فرمانده لشكر آمده بالاي تانك داره سخنراني مي¬كنه مي¬گه همينه تيغ محبت برنده¬تر از شمشير و تازيانه است مگه معصوم به مست لايعقل نگفت كه حتي توي اين حالت هم از ما روتونو برنگردانيد چه برسد به اينا اين¬كه قول معصوم اين¬كه تو حالت مستي هم حتي روتونو از ما برنگردانيد بعد مي¬گه اشداء علي الكفار رحماء بينهم همينه اين ديالوگ¬ها را من سال پيا