-
سينما و صهيونيسم2
عخ
متن نشست:
بسم الله الرحمن الرحيم رسانه و صهيونيسم(2) امپراتوري تباهي و فساد رسانه اي اين مقالات را در اين جزوه مي توانيد ببينيد: -امپراطوري رسانه اي رابرت مرداك(رابرت مردوخ) صهيونيست -ليستي از شبكه هاي تلويزيوني وماهواره اي وخبرگزاري ها و -شركت هاي فيلمسازي و انتشاراتي تحت مالكيت مرداك -رابرت مرداك همچنان در تلاش براي گسترش نفوذ خود -از رابرت مورداك چه مي دانيد ؟ در اين سلسله نشست ها برخي تلاش¬هاي انديشه سازان و فرهنگ سازان و سياست مداران و سينماگرانِ زرسالارِ يهودي و مسيحي صهيونيست را در تخريب اديان و فرهنگ¬ها و گسترش فساد وجادو و خشونت و انگاره سازي و اسطوره پردازي و توهم پراكني و نمادپردازي و فرقه سازي، بيان خواهيم كرد. منتظر همياري و نظرات شما هستيم: E-mail:mersad313@gmail.com ================================================== امپراطوري رسانه اي رابرت مرداك صهيونيست از رابرت مورداك چه مي دانيد ؟ امپراتوري تباهي و فساد همه افرادي كه با عملكردهاي واقعي و كيفيت انواع رسانه هاي نوشتاري، ديداري و شنيداري درعرصه بين الملل آشنا هستند، روپرت مورداك را شناخته و با روشهاي كاري او دراين زمينه آشنا هستند. اين شهرت او بيشتر از آنجا نشأت مي گيرد كه او در روند كار خود براي كسب موفقيت از هر طريقي وارد و به هركاري دست يازيده و اين روش او به قدري به مذاق برخي خوش و شيرين آمده است كه قصد دارند براي رسيدن به موفقيت از آن بهره برده و حتي آن را ترويج نمايند.سؤالي كه مطرح است اينكه آيا شخص مورداك و روشهاي اختصاصي وي براي كسب و كار و موفقيت از مقبوليت لازم برخوردارند و يا صرف موفقيت تجاري او، ما را به نشان دادن عكس العمل واداشته است؟ و مهمتر اينكه هدف مورداك چيست كه دستيابي به آن را به عنوان يك موفقيت مطرح مي نمائيم؟به هرحال عده اي هم روش و هم اهداف او را مي پسندند. پيش از آنكه بخواهيم در اين مورد اظهارنظري بنمائيم، از اثري پيرامون روپرت مورداك ذكري ولو مختصر به ميان مي آوريم كه حاكي از مقبوليت و شايد مشروعيت روش و هدف مورداك و شايد به گونه اي حتي درصدد ترويج موقعيت او نيز مي باشد.كسب و كار به شيوه مورداك» عنوان كتابي است كه درسال 1380 توسط مؤسسه ايزايران منتشر شده و در آن به تشريح 10 راز موفقيت بزرگترين معامله گر جهان پرداخته است. 10 رازي كه به ترتيب عبارتند از: 1- جريان را همراهي كنيد. 2- دلرحمي را كنار بگذاريد. 3- شرط بندي كنيد. 4- در رهبري پيشقدم باشيد. 5- بر جزئيات و ريزه كاري ها اشراف داشته باشيد. 6- بازاريابي يك مسئله ژنتيك است. 7- براي بردن عجله كنيد. 8- از امروز به فكر فردا باشيد. 9- افزون طلبي نهايتي ندارد. 10- در شركت حركت و شوق بوجود آوريد. صرف نظر از چند راز مثبت اين دستورالعمل، مي توان به شيوه اجرايي و درعين حال غيراخلاقي مورداك در رسيدن به موفقيت پي برد و اگر با اندكي درنگ درصدد تطبيق اين شيوه با اصول صحيح مديريت كه منطبق بر علم حقيقي و اخلاق سالم است برآئيم، نتيجه ويرانگر خواهدبود. البته مخرب بودن اين فرايند، براي ما معني پيدا مي كند، و نه مورداكي كه برهمين اساس رشد كرده و امپراتوري رسانه اي خود را بنا نهاده است. و عده اي نيز در ايران آن را مي ستايند. ¤¤¤ حال چگونه بايد با روش ها و اهداف مورداك در استقرار امپراتوري رسانه اي اش در دنياي امروز آشنا شد؟شايد بتوان پاسخ اين سؤال را در متن كتاب ويليام شاوكراس نويسنده شهير بريتانيايي، تحت عنوان «امپراطوري رسانه اي روپرت مورداك» يافت كه توسط آقاي اميرحسين بابالار ترجمه و در انتشارات نشر ساقي منتشر شده است. البته پيش از تهيه و مطالعه اين اثر بايد به چند نكته توجه خاص داشت. چرا كه در صورت عدم توجه به اين موارد امكان دستيابي به اهداف ناشي از انتشار كتاب بسيار مشكل خواهدبود. 1- متن اصلي كتاب مزبور درسال 1993 و حدود 13 سال پيش از انتشار ترجمه آن در ايران، در انتشارات Pan Book منتشر گرديده است. پرواضح است كه اين امپراتوري رسانه اي ظرف مدت 13 سال گذشته دستخوش تحولات بسياري از حيث گستردگي قلمرو و يا ثروت و دارايي خود شده است. در واقع هرچند مترجم محترم تلاش كرده است با الحاق بخشي به نام «سخن پاياني» محصول تحقيقات خود را براي پركردن اين فاصله در اختيار خواننده ايراني قرار دهد اما در هرصورت بسياري از فعاليتهاي مورداك درطول اين 13 سال به طور كامل به چشم نمي آيد.درحال حاضر بنابر اطلاعاتي كه در سايت رسمي شركت تحت اختيار جناب مورداك وجود دارد يعني سايت www.newscorp.com داراييهاي مورداك در امپراتوري رسانه اي اش دربرگيرنده موارد ذيل مي باشد: شبكه هاي تلويزيوني 1 Fox Broadcasting Company 2 Fox Sports Australia 3 Fox Televison Station 4 Foxtel 5 Star خبرگزاري هاي ماهواره اي 1 Bsky B 2Directv 3 Foxtel 4 Sky Italia شبكه هاي كابلي 1 Fox Movie Channel 2 Fox News Channel 3 Fox College Sport 4 Fox Sports Enterprises 5 Fox Sports en Spanol 6 Fox Sport Net 7 Fox Soccer Channel 8 Fox Reality 9 Fuel tv 01 Fx 11 National Geographic Channel 21 Speed 31 Stats Inc 41 Sun Sports 51 Tuner South روزنامه ها در استراليا 1 Daily Telegraph 2 Fiji Times 3 Gold Coast Bulletin 4 herald sun 5 Newsphotos 6 Newspix 7 Newstext 8 NT News 9 Post-courier 10Sunday Herald Sun 11 Sunday Mail 12 Sunday Tusmania 13 Sunday Territorian 14 Sunday Times 15 The Australian 16 The Advertiser 17 The Courier Mail 18 The Mercury 19 The Sunday Mail 20 Weekly Times در انگلستان 1 News International 2 News of the World 3 The Sun 4 The Sunday Times 5 The Times 6 Times Literary Supplement در ايالات متحده آمريكا New York Post شركت هاي انتشاراتي 1 harper Collins Publishers Australia Canada Childrenصs Books United States United kingdom 2 Regan Books 3 Zondervan مجلات 1 Big League 2 Inside Out 3 donna hay 4 ALPHA 5 News American Marketing 6 Smart Source 7 The Weekly Standard 8 Gem Star-tv Guid International Inc شركت هاي فيلمسازي 1 02th Century FOX 2 02th Century FOX Spanol 3 02th Century FOX Entertainment 4 02th Century FOX International 5 02th Century FOX Television 6 Blue Sky Studios 7 FOX Searchlight Picture 8 FOX studios Sustralia 9 FOX Studios baja 10 FOXStudios La 11 FOX Television Studios آنچه در فهرست بالا آمد دارائيهاي مورداك است كه در سايت رسمي شركت عظيم او ذكر شده اند. اطلاعات موجود درباره نوع عملكرد، ثروت كنوني و حتي وضعيت خانوادگي مورداك تا حدي ضد و نقيض بوده و عمدتا در پرده اي از ابهام قرار دارند. براي نمونه درحاليكه مورداك در رديف ثروتمندترين مردان جهان قرار دارد، اعداد و ارقامي كه از ميزان ثروت وي ذكر مي شوندكاملاً متفاوت است چراكه عده اي ميزان سهام او در هر يك از شركتهاي مطرح را در افت و خيز دائمي مي دانندكه البته خود اين نيز مي تواند از شگردهاي حرفه اي او باشد و يا اطلاعات واصله از آخرين تحولات زندگي شخصي مورداك حاكي از ازدواج سوم او با زني از آسياي دوراست كه تعجب بسياري را برانگيخته است و اينكه او حتي در سنين كهولت داراي دو فرزند از همسر جديد خود شده است. 2- تأسف از به روز نبودن كتاب مذكور زماني براي خوانندگان و علاقمندان فزوني مي يابد كه بدانيم (چنانچه مترجم محترم نيز با زباني گلايه آميز در مقدمه خود بدان اشاره نموده است)، بيش از نيمي از اثر ويليام شاوكراس درعين اينكه ترجمه نيز شده است توسط ناشر و بدليل تنگناهاي تجاري موجود در عرصه نشر حذف شده و كتابي كه پيش روي خواننده قرار مي گيرد درواقع خلاصه اي از يك مجموعه با دوبرابر حجم موجود است. شايد ناشر محترم اين اثر دلايلي براي اين اقدام خود داشته، اما حتي خود آنها نيز برا ين مهم كه از ارزش كيفي كار كاسته اند معترفند. و مخاطب را از مطالعه بسياري از نكات تأثيرگذار اثر شاوكراس محروم كرده اند، بويژه اينكه آن نكات بطرز چشمگيري ما را در شناخت يك امپراتور بلامنازع رسانه اي كه شديدترين اقدامات را عليه جهان اسلام و حتي ايران اسلامي داشته، كمك مي كردند. 3- ويليام شاوكراس كه در ايران با كتاب «آخرين سفر شاه» شناخته مي شود در اين اثر بجز چند كد بسيار ظريف، كوچكترين اشاره اي به يهودي بودن مورداك نكرده و حتي براي او اصل و نسبي مسيحي درست كرده است. دقيقاً نمي دانيم شاوكراس به چه دليلي از يهودي بودن مورداك طفره رفته و از آن سخن نمي گويد، حال آنكه عموماً به يهودي بودن شهرت دارد و بسياري از منابع نيز بر آن صحه گذارده اند و حتي حمايتهاي بي دريغ و سخاوتمندانه وي از صهيونيسم جهاني بر همگان آشكار است. شايد اگر ناشر محترم نسبت به انجام تحقيقي گسترده در همين خصوص وجهه همت مي گمارد و آن را در ابتدا و يا انتهاي كتاب درج مي نمود به هدف واقعي از نشر چنين كتابي كمك شايان توجهي مي شد. ولي متأسفانه اين ضرورت مهم در عين تذكرات مكرر بي پاسخ ماند. شايد دوستان ما در اين انتشارات، ذكر روشهاي ضداخلاقي مورداك را براي نشان دادن تصوير زشت او در اين اثر كافي دانسته اند و ديگر نخواسته اند با اثبات ادله اي مبني بر صهيونيست بودن او، نكته منفي ديگري بر اين چهره زشت بيافزايند. و شايد هم اصراري بر اين نداشته اند كه حتماً مورداك يك يهودي معرفي شود و شايد هم حجيم شدن كتاب، دليل اصلي آنها بوده كه در اين صورت تأسف افزون تر مي گردد. به هر دليل به نظر مي رسد لازم باشد در اين كتاب با اين حجم كه براي نخستين بار در ايران و درمورد يك شخصيت معروف رسانه اي، منتشر گرديده است، برخي نكات مبهم پاسخي بيابند. و اينكه اين امپراتوري عظيم رسانه اي از چه طريق و با چه ارتباطاتي ميان مورداك و محافل پنهان و آشكار يهودي و صهيونيستي برپا شده و همچنان اداره مي شود. آيا دستي در كار است تا مورداك يهودي تصوير نشود؟ و يا اينكه اساساً مورداك يك يهودي نيست؟ ديدگاه خود او در اين مورد چيست؟ آيا از يهودي بودن خود دفاع كرده، بدان مي بالد و يا به دلايل معلوم و نامعلوم از انتساب به اين وجه احتراز كرده، منكر آن مي شود؟ پيش از ارائه پاسخي به سؤالات فوق شايد مرور و بررسي چند واژه كليدي و بازخواني معاني و تعابير مرتبط با آنها در اين مقال خالي از فايده نباشد. 1- آنوسيم، واژه اي از فرهنگ و آداب رايج در يهوديت است كه براساس آن به يك فرد يهودي اجازه داده مي شود تا درعين پذيرفتن اجباري يك دين ديگر همچون اسلام و مسيحيت، همچنان در خفا بر دين خود باقي بماند. مارانوها در اسپانياي مسيحي، دونمه ها در تركيه و عثماني گذشته، جديدالاسلام ها در ايران و اشكال ديگر در جاي جاي جهان از واقعيات انكارناپذير وضعيت فعلي آنوسها در جوامع غيريهودي است. 2- پروتستان، شاخه اي از دين مسيحيت است كه عمدتاً با قيام كالون و مارتين لوتر عليه دستگاه مسيحيت و زماني كه شاخه اي ديگر از مسيحيت يعني كاتوليك ها در اروپاي مسيحي حاكم بودند، شكل گرفت و اساساً باعث ايجاد بدعتهاي نامقبولي در مسيحيت گرديد و آنگونه كه عده اي بر آن اذعان دارند، شباهتهاي عجيبي با يهوديت دارد. بويژه تشابه آنها در زمينه هاي پولي و مالي همچون ربا، بسيار سؤال برانگيز و تعجب آور است. اين بدعتها در مسيحيت همچنان ادامه داشته و دارد و طبيعي است كه اعترافات مارتين لوتر كه حاكي از تأثيرپذيري از يهوديت است را در اين راستا ارزيابي نمائيم تا مفري از اين فضا براي ادامه حيات خود بويژه در قرون وسطي بيابد. 3- يهوديت؛ قوميت يا دين؟ آنچه از رويه فعلي يهوديت مي توان دريافت اين است كه تا كسي از والدين يهودي متولد نشود، نمي تواند پيرو حقيقي دين يهود باشد. درواقع يهوديت تنها براي يهوديان معنا دارد. گرچه طرح واژه اي همچون «گرصدق» براي يهوديان توجيهي فراهم نموده است كه براساس آن مي توان به يهوديت گرايش داشت ولي خود نيز مي دانند كه اين توجيه تنها يك واژه بدون كاربرد است. با اين اوصاف اگر يهوديت در وضعيت فعلي را بعنوان يك قوم بدانيم تا دين، چندان به خطا نرفته ايم. در ادامه بايد به اين اصل توجه داد كه ارث بردن يهوديت از والدين با محوريت مادر اصالت بيشتري دارد و عده اي از خاخامها براي اينكه فردي را يهودي بنامند، تنها به پدر يهودي فرد اكتفا نكرده و آن را شرط لازم مي دانند و نه شرط كافي كه زاده شدن از مادري يهودي است.با مرور اين تعاريف در فرهنگ و آداب يهود مي توان چند حدس و گمان را بر يهودي بودن مورداك وارد دانست: 1- ممكن است او يك آنوسي باشد كه به ظاهر خود و يا والدينش از يهودي خواندن خود امتناع ورزيده، مايل بوده و هستند كه حداقل مسيحي تصوير شوند. 2- ممكن است پيرو مذهبي از شاخه هاي مسيحيت باشد كه قرابت نزديكي با يهوديت دارد و يا حداقل از يهوديان كاتوليك دور است، آنچنان كه شاوكراس بر وابستگي جد مورداك به كليساي ايونجليك اسكاتلند و استراليا كه با شيوخ كليساي اروپا مشكلات و اختلافاتي دارد تأكيد مي كند. 3- ممكن است كه مورداك داراي مادري يهودي و پدري غيريهودي باشد. چنانكه عده اي همچون كريستوفر بولين در مقاله اي برا ين حقيقت اذعان مي كنند كه اليزابت مادر بسيار قدرتمند1 و الهام بخش مورداك يك يهودي بوده است. بولين در تأثيرپذيري مورداك از مادر يهودي اش آن چنان برجسته و چشمگير است كه حتي شاوكراس نمونه هايي از آن را به ويژه در دوران قدرت مداري مورداك ذكر مي كند. شاوكراس معتقد مقاله خود كه در سايت www.rumormillnews.com در مورخ 13 اكتبر سال 2003 درج گرديده است مي گويد: «به گفته ريچارد اچ. كيورتس، سردبير نشريه واشينگتن ريپورت درباره مسائل خاورميانه، مردوخ (مورداك) به دلايل تجاري، تبعه ايالات متحده امريكا شد. كيث روپرت در 11 مارس سال 1931 در ملبورن استراليا به دنيا آمد. كيورتس مي نويسد پدر روپرت، سركيث مردوخ (مورداك)، ناشر روزنامه و مادرش يك يهودي ارتدكس بود. اما مردوخ (مورداك) هيچ وقت چنين مطالبي را در داستان زندگي خود ابراز نكرد. پدر او با اليزابت جوي گرين، دختر روپرت گرين در سال 1928 ازدواج كرد كه حاصل آن يك پسر بنام كيث روپرت و سه دختر بود. كيث روپرت بعدها تصميم مي گيرد كه از نام اول پدربزرگ مادري اش كه يهودي بود استفاده كند.» 2 بولين در ادامه مي افزايد در سال 1984 مجله كندور خاطر نشان مي سازد كه سركيث مردوخ (مورداك)، پدر روپرت از طريق ازدواج با ميمنت خود با دختر يك خانواده يهودي ثروتمند يعني نئي اليزابت جوي گرين، شهرت و اعتبار زيادي را در جامعه استراليايي كسب كرد و اين در حالي است كه شاوكراس در مورد روپرت گرين، پدر اليزابت به گونه اي اين چنين سخن مي گويد:«او در دوران جواني آدم لاابالي و بي هدفي به نظر مي رسيد وچندان هم نتوانسته بود در مدرسه به تحصيل بپردازد، او به اداره استقراضات نيوزلند و به آژانس مرسنتايل كه كارش صدور پشم بود راه يافت و در آنجا مورد علاقه بسيار زياد همكارانش قرار گرفت. در زندگي شخصي اش متهور و بي باك و آدمي قمارباز و ولخرج و هميشه بدهكار بود. او با خانم مري دولانسي فورث ازدواج كرد. مري زني باكلاس، متين و فهميده بود. بدهي هايي كه روپرت گرين بر سر قمار و شرط بندي بالا مي آورد، گاهي آنقدر زياد بود كه همسرش مجبور مي شد خانه را اجاره داده و بچه ها را دربدر كند.» در حاليكه در نوشته شاوكراس حول شخصيت و جايگاه خانواده مادري روپرت مورداك از بزرگي و شان يك خانواده متمول ردپايي نمي بينيم. از سوي ديگر شاوكراس نحوه ازدواج پدر و مادر مورداك را به گونه اي بيان مي كند كه اختلاف خانواده هاي طرفين و يا عدم موافقت خانواده مادر مورداك در ازدواج با پدر او، تنها وجود سني زياد بين آنها بوده است. به گونه اي كه اليزابت 18 ساله مي بايست با مردي 47 ساله ازدواج نمايد. شاوكراس به نقل از خود اليزابت در اين باره مي افزايد:«نامزدي او با روزنامه نگاري ميانسال سر و صداي زيادي به پا خواهد كرد.» 3 و البته شايد علت به پا شدن سر و صدا در اين مورد را به ازدواج يك مسيحي با يك زن يهودي نسبت داد! علاوه بر مطالب ديگر حول يهودي بودن مورداك و ابهام هايي كه در اين خصوص عده اي هر چند محدود مطرح مي كنند، حقايقي از صهيونيست بودن مورداك وجود دارد كه انكار آن براحتي انكار يهودي بودن او نيست(4). جورج پتاكي، فرماندار نيويورك، يكبار گفته است هيچ روزنامه اي در ايالات متحده بيش از نيويورك پست (متعلق به مورداك) حامي و پشتيبان اسراييل نيست (5). در جاي ديگر مي خوانيم كه مردوخ (مورداك) عضو فعال بسياري از سازمان هاي صهيونيستي از جمله ليگ ضد افترا، اتحاديه استيناف يهودي و موزه يهود در نيويورك، مركز يادبود كوره هاي آدمسوزي است(6) و حتي در برخي از آنها همچون اتحاديه استيناف يهود موفق به كسب جايزه بشردوست سال از دست افرادي مثل هنري كيسينجر يهودي شده است. به هر حال ضمن ابراز خوشنودي ازانتشار چنين آثاري، لزوم معرفي و شناخت دقيق تر شخصيت هايي نظير مورداك بيشتر احساس مي شود چرا كه وسايل و ابزارهايي كه توسط آنها عليه بشريت بكار مي رود بسيار خطرناك و اهداف مستتر در پس آنها بسيار هولناك تر است. پي نوشت هاي اين بخش 1-تأثيرپذيري مورداك از مادر يهودي اش آن چنان برجسته و چشمگير است كه حتي شاوكراس نمونه هايي از آن را به ويژه در دوران قدرت مداري مورداك ذكر مي كند. شاوكراس معتقداست كه مادر مورداك به عنوان يكي از مهمترين چهره هايي كه در مورداك تاثير بسيار زيادي داشته است مطرح است. تا جايي كه حتي از ترس مادرش دست به اعمالي نمي زند كه او را خوش نيايد. 2- روزنامه جام جم، 26/9/82، ص .9 3- ترجمه فارسي كتاب «امپراتوري رسانه اي مورداك»، ص .16 4- در خبري از روزنامه شرق مورخ 5/4/85 آمده است كه خوزه ماريا ازنار نخست وزير سابق اسپانيا، عضو هيئت مديره شركت مورداك به عنوان يك صهيونيست مشهور شده است. 5- روزنامه جام جم، مورخ 26/9/82، ص .9 6- همان. كيهان 8/5/1385 عليرضا سلطانشاهي ملاحظات: يكي از روش هاي رژيم صهيونيستي اين است كه افرادي را انتخاب مي كنند تا با بودجه صهيونيستها ولي به نام شخصي افراد رسانه هاي گروهي جهان را به زير سيطره صهيونيسم بكشانند. رابرت مرداخ يكي از آنها است. جالب است رابرت مرداخ در دولت اصلاحات به طور مخفي به ايران آمد و با برخي مقامات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و دوم خردادي ها ملاقات كرد. رشد ناگهاني روزنامه هاي دوم خردادي همواره اين سوال را مطرح كرده است كه اين همه پول را از كجا آورده اند. رابرت مرداك همچنان در تلاش براي گسترش نفوذ خود رابرت مرداك همچنان در تلاش براي گسترش نفوذ خود است.نيويورك تايمز در گزارشي به بررسي وضعيت گذشته و حال مرداك، غول رسانه اي استراليايي الاصل آمريكا پرداخته است.در اين مطلب آمده است، در پاييز سال 2003، قانوني در كنگره به تصويب رساند كه بر اساس آن، مالكيت شركت ها برتلويزيون هاي محلي كه در 35 درصد خانه آمريكايي ها قابل دريافت است، محدود مي شد. ايستگاه فاكس متعلق به مرداك تقريباً در 39 درصد خانه ها قابل دريافت بود و اين مي توانست براي آن مشكل ساز شود. فاكس نيوز مرداك همينك در صدر شبكه هاي خبري كابلي آمريكا قرار دارد. اما مرداك با استفاده از لابي هاي قوي كه داشت، رايزني هايش را آغاز كرد تا در پايان با حمايت كاخ سفيد در جلسه اي كه در يك نيمه شب برگزار شد رهبران كنگره را راضي كرد كه درصد به 39 تغيير پيدا كند. او در اين راه از اهرم هاي ارتباطات كاري- تجاري كه با پبشنهاد كنندگان اصلي طرح داشت، استفاده كرد. دامنه گسترده دارايي هاي رسانه اي مرداك، ابزار مختلفي را در اختيارش قرار مي دهد؛ از كمك مالي براي تبليفات انتخاباتي گرفته تا دادن شغل به مقامات سابق و استفاده از آنها در جهت تاييد يك طرف و تخريب مخالفين.مرداك در آمريكا به عنوان كسي شناخته شده است كه با راه اندازي فاكس نيوز، كفه را به نفع رسانه هاي محافظه كار، سنگين تر كرد. اما حال ديده مي شود كه در راستاي منافع تجاري، حاضر است از ايدئولوژي محافظه كارانه اش هم دست بكشد. 30 سال پيش مرداك با تبديل "نيويورك پست" به يك روزنامه مهيج داراي افكار راست گرايانه وارد صحنه مطبوعات آمريكا شد. او سپس 5 ميليارد دلار بابت خريد يكي از اركان اخبار اقتصادي -"داو جونز" كه مالك وال استريت جورنال است - پرداخت؛ اقدامي كه او را به يكي از قدرت هاي بزرگ تاثيرگذار بر روند اقتصادي - تجاري جهان تبديل كرد.او كه با مالكيت يك روزنامه استراليايي كارش را آغاز كرده بود، حال تبديل به غولي شده است كه مالك شبكه بزرگي از رسانه هاي خبري، سرگرمي و اينترنت به ارزشي بالغ بر 68 ميليارد دلار است. ارتباطات سياسي مرداك هنگامي كه در سال 1987 با ادوارد كندي به مشكل برخورد، دچار زيان هايي شد كه درس بزرگي براي او محسوب مي شود. او فهميده بود كه نمي تواند به چهره مهمي بي احترامي بكند و منتظر تبعات سنگيني نباشد.براي همين، او ياد گرفته است كه چگونه با تغييرات سياسي خود را وفق دهد و "با باد جهت خود را عوض كند. نمونه هاي اين برخورد را در جهت گيري و حمايت هايش در انگليس و آمريكا قابل مشاهده است. از مارگرت تاچر تا توني بلر و از جولياني (جمهوري خواه) تا كلينتون(دموكرات). در ليست حمايت كننده هاي مالي دو حزب اصلي آمريكا در برهه هاي مختلف مي توان نام مرداك و نيوز كورپوريشن (شركت اصلي مرداك) را ديد. نبرد نيلسن در اوايل سال 2004، شركتي به نام "نيلسن مديا ريسرچ" با بهره گيري از تكنولوژي پيشرفته اي به بررسي ميزان تاثيرگداري پخش آگهي هاي بازرگاني و رده بندي آنها در شبكه هاي مختلف تلويزيوني پرداخت. نتايج منتشره نمايان گر اين بود كه در اين زمينه كانال هايي كه متعلق به "نيوز كورپوريشن" هستند، دچار افت محسوسي شده اند.تايمز انگلستان را هلدينگ مرداك اداره مي كند. مرداك كه خطر ضرر چند ميليون دلاري را احساس كرده بود به جنگ آمار رفت. او در اين راه يك شركت مشاوره اي كه ارتباط نزديكي با دولت كلينتون داشت را به استخدام خود در آورد تا سيستم كار آنها را بي اعتبار كند و اعتراضاتي به مدت دو سال، كه گستاخانه نيز بودند، در مناطق مختلف كشور به راه انداخت و حتي چند تن از نمايندگان دموكرات به نفع او وارد ميدان شدند. روزنامه نيويورك پست نيز پوشش خبري آن را برعهده داشت.در مرحله بعد، مرداك براي اعمال فشار به نيلسن به متحدانش در حزب جمهوري خواه متوسل شد تا در سناي آمريكا لايحه اي مطرح شود تا نيلسن را خطاكار معرفي كنند. كمك هاي مالي تقريباً به طرف تمام نماينده هاي پشتيبان سرازير شد. در سال 2005، به 29 حامي اصلي مجموعاً 144650 دلار توسط كميته اجرايي نيوز كورپوريشن و واسطه ها پرداخت شد تا در انتها بتوانند حرفشان را به كرسي برسانند كه از همان سيستم قبلي استفاده شود و جايگاهشان در آگهي هاي بازرگاني را حفظ كنند. قوانين مالكيت رسانه اي بيش از 70 سال است كه دولت آمريكا مالكيت رسانه اي را به نحوي قانونمند كرده است تا مانع تشكيل قطب هايي شود كه قدرت بيش از حدي در انتشار اطلاعات دارند و در بيشتر زمان دو دهه اخير، مرداك در كشمكش با اين محدوديت ها بوده است و توانسته در اين راه استثناها و قوانين ساده كننده اي كسب كند. بي طرفي مرداك همواره مورد ترديد قرار گرفته است؛ راست: شعار فاكس نيوز، چپ: طنز تصويري در مورد اين شعار مرداك در اين راه از متحدان جمهوري خواهش همچون نيوت گينگريچ – رئيس سابق مجلس - و دولت بوش برخوردار بود.كنگره جديد نيز با زير پاي گذاشتن قوانين مخابراتي براي اولين بار در چند دهه اخير، به شركت هايي همچون شركت مرداك اين اجازه را داد كه سهم شان را در ميزان مخاطبان داخلي افزايش دهند.در زمينه انتشارات كتاب نيز مرداك توانست به دليل نفوذ بالايي كه دارد، امتيازاتي كسب كند. او با منتفي كردن چاپ كتابي انتقاد آميز نسبت به رهبران چين كمونيست، نوشته آخرين فرماندار انگلبسي هنگ كنگ، منافع تجاري اش در چين را حفظ كرد. البته او خودش منكر اين قضيه است.او در انتشار خاطرات سياستمداران نيز قراردادهاي بزرگي بسته است كه به عنوان نمونه، پيش پرداخت يك ميليون دلاري به قاضي"كلارنس توماس"از دادگاه عالي براي انتشار كتابش درسال آينده قابل¬ذكر است. تلاش براي مالكيت "داو جونز" حال مرداك به دنبال راضي كردن خانواده "بنكرافت" براي فروش روزنامه "وال استريت جورنال" است. "داو جونز" پيشنهاد كرده است كه كميته اي تشكيل شود تا از استقلال تحريريه محافظت كند و در آن نقشي نيز به خانواده بنكرافت و سردبيران و مسئولين كنوني روزنامه داده شود. اما مرداك اعلام كرده است كه ترجيح مي دهد كه به همان روشي كه تايمز لندن را اداره مي كند، اينجا را نيز اداره كند. در تايمز نيز كميته اي تشكيل شده بود كه مراقب استقلال روزنامه باشد. مرداك در چالش خريد وال استريت ژورنال در سالهاي اخير كه مرداك امپراطوري رسانه اي خود را تشكيل مي داد، هميشه به دنبال تصاحب منافع اقتصادي بود. بايد منتظر ماند و ديد كه سرانجام كار مرداك به كجا خواهد رسيد.